عبد الله قطب بن محيى

227

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا « 1 » ، و چون اين دو طايفه را شاكله و جبلّه مخالف يكديگر افتاده البته ميان ايشان وفاق نيفتد و هرچه نزد احدهما معروف آيد ، نزد آن ديگر منكر نمايد و پيوسته ميان ايشان خلاف و شقاق باشد و تا نوبت عالم آميزش ، به آخر نرسد و هنگام ظهور يوم الفرقان نيايد كه خداى عزّ و جلّ مختلفات را از هم جدا كند و متّفقات را به هم پيوند دو جنس را به جنس الحاق كند و ميان جنس و ناجنس حايل ابدى افكند ، خلاصى از مزاحمت اضداد صورت نبندد . پس سالك بايد كه به خود بنهد كه مادام كه پايبند اين نشئه است گرفتار كشاكش اضداد و مزاحمت اهل عناد و مكابدهء كيد حسّاد خواهد بود و سلامت جز در دارالسّلام متصوّر نيست و خداى را عزّ و جلّ شكر كند كه در دايرهء قسمت ، سهم او از قوس سعادت سالكان برآمد ، نه از قوس شقاوت هالكان . چه در نقد حال ، هر دو فريق گرفتارند ، چه همچنان‌كه اهل نفس بر اهل حق عذاب و زحمتند ( اهل حق نيز بر اهل نفس عذاب و زحمتند ) ، پس ابتلا به محنت دنيا مشترك است ، بينهما و اهل حق را حسن عاقبت هست و اهل نفس را سوء عاقبت ، قال اللّه تعالى : إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ « 2 » اللّه سبحانه وليّم را و ساير اخوان مباركين را از اهل حق نويساد و شرّ اهل نفس از ايشان به دور داراد و عزّت آنان را كه به عزّت خويش مغرورند به عزّت خدايى بشكناد . إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ « 3 » و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم . * * *

--> ( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 84 « بگو : هركس بر حسب ساختار [ روانى و بدنى ] خود عمل مىكند ، و پروردگار شما به هركه راه‌يافته‌تر باشد داناتر است » . ( 2 ) . سوره نساء ، آيه 104 « اگر شما درد مىكشيد ، آنان [ نيز ] همان گونه كه شما درد مىكشيد درد مىكشند و حال آنكه شما چيزهايى از خدا اميد داريد كه آنها اميد ندارند » . ( 3 ) . سوره يونس ، آيه 65 « عزت ، همه از آن خداست او شنواى داناست » .